یکی از دوستان کاندیدای نمایندگی آمده در جایی کلنگ افتتاح برا ساخت کارخانه ایران خودرو را زده . اما چه کلنگی . دنیا روشش را تغییر داده ولی ما هنوز عقبیم و بر کارهای اشتباه خودمان اصرار می کنیم. اسمش را می گذارم برده داری مدرن. چند وقت پیش رفته بودم در جمع کارگران دستمال کاغذی در شهرک صنعتی صحبت کنم. در میون کارگرها. همین موضوع را مطرح کردم. یکی از کارگرها با پذیرفتن حرف من گفت پایه حقوق من 60 هزار تومان است. ممکن است مدیر امنیت شغلی منو به خطر بندازه و اخراج بشم برای همین مجبورم سکوت کنم ولی با شنیدن حرفهای شما علاقه مندم مطرح کنم. گفت به من می دن 60 هزار تومان و 12 ساعت کار می کشن ولی توی کاغذ و فرمی که از من امضاء می گیرن می گن بنویس 200 هزار تومان. برای اینکه بعدا که می خوان اعتبار بگیرن بتونن از این حقوق نگرفته من سوء استفاده کنن.
این از وضعیت کارگرهای ما. حالا دنیا اومده این موضوع را با مهندسی ارزش حل کرده. مهندسی ارزش می گه دستمال کاغذی می خواین تولید کنین؟ ابتدا میاد از ایده و طرح خود کارگرها و کارکنان کارخانه استفاده می کنه که به قول خودشون می گن طوفان مغزی. یعنی از خود کارگرها نیز مشارکت می طلبه . کاری می کنه که برای تولید از مدیر تا کارگر دم در نظراتشون را درباره محصول کار خانه بدن. طرحها را پیاده سازی می کنه. این کار اولین نتیجه اش پایین آوردن قیمت کالاست. کیفیت مورد قبول عده بیشتری و بالطبع مردم بیشتر قرار می گیره و سود شرکت بالا می ره. حالا باید به هر میزان که سود شرکت بالا می ره به همون میزان نیز باسد سود به کارگر برگردانده بشه. اونقت کارگر به کارخانه تعلق خاطر پیدا می کنهو اگه به جای 12 ساعت 24 ساعت هم کار کنه با خودش می گه که به نفع منه. ولی در کشور ما برعکس عمل می شه. توی قرن 21 برده داری نوین را آوردن تو ی کشور ما.
کسی می اید کلنگ احداث کارخانه ای را می زند. پارچه می نویسن که کار آمد. هنوز کارخانه ساخته نشده از کلنگ زن تشکر می کنن. شروع کردن نه راهکار است و نه عمل به راهکار. اول باید ایده داشته باشی. مدیریت کنی. باید به عمل برسانی. راهکاری که عمل نشود راهکار نیست. راهکار ارائه می شود و می گذارند توی کشو و بایگانی می شود و تمام. اگر راهکار عمل شود بقیه انگیزه پیدا می کنند برون راهکار پیدا کنند و به این نتیجه می رسند که وقتی خودمون داریم تصمیم می گیریم یعنی خودمون داریم برای خودمون کار می کنیم. این تفکر خیلی راه و کار داره ولی برای خودمون هم که شده باید در مسیر درست قدم برداریم.
برای درست قدم برداشتن باید مدیریت داشت. برای نتیجه خوب باید مدیریت داشت. شما نمی توانید فسنجون خوب درست کنید چون مدیریت این کار را ندارید.مدیریت خوب اونه که هم زمان، هم مکان، هم مواد و هم ایده و برنامه را بتواند مدیریت کند.
مدیریت رکن اساسیش ارتباط است. اعتماد متقابلکاندیدا از مردم استفاده می کنه. رای میاره. و به محض اینکه داخل مجلس شد این ارتباط قطع می شه.همه نه ولی کمرنگ می شه. اما با استفاده از آی تی می شه این ارتباطات را دائمی کرد و حتی پر رونقتر. نماینده ای که می خواهد نطق پیش از دستور بکند دقیقا روزانه کل اطلاعات و گرفتاریهای منطقه را در دستهای خودش می بینه. به راحتی امکان پذیر است.
|
+| نوشته شده توسط
پارسا در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386
|